قطعه ای از یک کتاب

بازی، یک فعالیت همگانی است؛ نه تنها کودکان بلکه برخی حیوانات کوچک نیز بازی می‌کنند. بازی در رشد همهٔ کودکان موثر است؛ کودکان با بازی کردن شکل می‌گیرند و مهارتهای جدید را می‌آموزند. بازی نه تنها برای کودکان عادی، بلکه برای کودکان عقب‌مانده و دیرآموز نیز ضرورت پیدا می‌کند.

وقتی کودک کاوش می‌کند، واقعا کنجکاوی نمی‌کند، بلکه در حال تمرین بیشتر برای مهارت‌هایی است که آموخته است.

کودکی که جعبه اسباب‌بازی خواهر بزرگترش را جستجو می‌کند، نمی‌خواهد بداند درون آن چیست؟ بلکه او در حال توسعه دادن توانایی سینه‌خیز رفتن و نگهداری خود است، تا به اشیا برسد، به آن‌ها چنگ بزند و ممکن است آن‌ها را به بالا پرتاب کند.
این‌گونه اکتشاف کودک را قادر می‌سازد تا مهارت‌هایش را گسترش دهد و آن‌ها را در موقعیت‌های جدید آزمایش کند.

قطعه ای از یک کتاب

دوست، دوست را کامل می کند؛ همانگونه که یک نیمه یِ در، نیمه ی ِدیگر را؛ امّا یک نیمه یِ در، در نیمه ی دیگر، حل نمی شود، محو نمی شود، نابود نمی شود. این شبیه شدن ها، مسأله یی ست که باعث می شود، ما غالباً تنها بمانیم؛ چرا که از مُقلّد بیزاریم، یا از اینکه تقلید کنیم؛ مگر آنکه دوستی را با دلقکی برابر بدانیم، یا آنقدر درمانده و ضعیف النفس باشیم که احتیاج به له شدن در دیگری را حس کنیم، یا آنقدر بیمار باشیم که بخواهیم در مقام «خود همه چیز بینی »، جمعی انسان توسری خور ساده لوح را به مسخرگی وادار کنیم.

ما می خواهیم کسی با ما باشد که «ما» نباشد، دستگیرنده یِ ما باشد و دستگیرنده اش باشیم، هشداردهنده ی به ما باشد و هشداردهنده یِ به او باشیم، بیدار کننده ی ما و بیدار کننده اش... رفیقی که تو را دائماً تأیید می کند یا تحسین، اسیر است نه رفیق.

ابوالمشاغل-نادر ابراهیمی

علم بهتر است یا ثروت؟

اولین پنجشنبه ماه رجب

جناب آقای میرحبیب حسینی

کسب رتبه بسیار عالی 66 در آزمون علمی دکترای تخصصی در  رشته علم اطلاعات و دانش شناسی توسط جنابعالی را كه  نشان از همت والا،  تلاش فوق العاده و بي نظيرتان مي باشد ، به شما و مردم عزيز منطقه فیرورق و کتابداران پرتلاش آذربایجان غربی تبریک عرض نموده و از خداوند منان سعادتمندي و توفيقات روز افزون شما را مسئلت داریم

از طرف کتابدارن و اعضاء کتابخانه نه دی

قطعه ای از یک کتاب

روانشناسان و پزشکان امروز معتقدند افراط در کار و خستگی، در معرض سرما و گرمای شدید بودن، بی بهره ماندن از مقدار کافی غذای صحی و ضروری، اقامت در اماکن مرطوب و بی نور، تسلیم کسالت و رخوت شدن و تنبلی و سستی کردن و زیاده روی در اعمال جنسی از جمله دشمنان زندگی بشری است.

ولی هیچ یک از این عوامل منفی و مضر زندگی، به قدر خشم و غضب، خود خوردن و غیظ کردن و انفعالات عنیف و عواطف و احساسات تند و شدید آدمی را فرسوده و تباه نمی سازد.

 

(آیین کامیابی - دیل کارنگی)

تبریک حلول ماه رجب

کتاب خورون !!

7 سوالی که همه کتاب نخوان ها می پرسند

1-آخرش که چی؟!

سوال های کتاب نخوان ها معمولا بهانه های کتاب نخوانی هم هستند؛ برای همین است که جواب دادن به این سوال ها می تواند شما را مجبور به کتاب خواندن کند؛ البته به شرطی که آن قدر وجدان داشته باشید که با حل شدن بهانه ها، دنبال راه جدیدی برای فرار از کتابخوانی نگردید!

2-چکار کنیم کتابخوان بشویم؟

لامصب این جو گرفتگی چیز غریبی است؛ آدم را از این رو به آن رو و حتی بالعکس می کند. شما چند ماه با یک مشت کتابخوان غیرخرخوان بگردید و با آنها به کتابخانه و کتابفروشی و این قبیل جاها بروید. بعدش خودتان دلتان برای چهار تا طرح جلد خوش آب و رنگ و رفیق جنگ و سالن تنگ و کتابدار مشنگ، تنگ خواهد شد؛ آن هم به صورت لحظه به لحظه و دنگ دنگ.

3-چند تا کتاب بخوانیم بس است؟

برای جواب این سوال بین دانشمندان اختلاف هست؛ بعضی گفته اند: «100 کتابی که پیش از مرگ باید خواند» و بعضی هم گفته اند: «یکی دیگر هم بخوانم و بمیرم بهتر است یا نخوانده بمیرم؟» شما اگر آمارت هنوز زیر 10 تا کتاب غیردرسی است، بهتر است این طرف ها پیدایت نشود.

4-به جای کتاب مجله بخوانیم، قبول نیست؟

داستان آن آهنگر را شنیده اید که به شاگردش گفت ایشان می تواند در حالت های نشسته، لمیده، درازکش و حتی در گور خوابیده به فعالیت خودش ادامه بدهد منوط به اینکه در آن کوره آهنگری لعنتی بدمد؟! این حکایت البته به جواب سوال شما ممکن است ربط داشته باشد اما در آمارگیری ها به آن توجه نشده و متاسفانه سرانه مطالعه را برای همان دمیدن در حال ایستاده و مثل آدم در نظر می گیرند. حالا دیگر خود دانید؟

5-حالا نمی شود فیلمش را ببینیم؟

چرا می شود اگر خودتان خسته می شوید مغز مبارک رابه کار بیندازید و یک داستان را توی ذهنتان بسازید و برای شخصیت هایش ایضا توی همان ذهنتان «چشم چشم دو ابرو» بگذارید، حتما بروید آن فیلمش را ببینید. خسته نباشید!

6-وقت از کجا بیاوریم کتاب بخوانیم؟

لطف بیدار شوید، به خودتان بیایید و دست از این همه شکسته نفسی بردارید شما که این همه وقت برای سرکار گذاشتن دوستان و استادان دارید، دیگر چرا؟ شما که این طور بفرمایید، ما چه بگوییم؟ فوق فوقش این است که برای رسم نمودار مسیر رفت و آمدتان، طولانی ترین یا شلوغ ترین مسیر ممکن را انتخاب کرده، در ساعات گرفتاری در ترافیک، کتاب می خوانید دیگر. این هم شد سوال؟

7-پول از کجا بیاوریم کتاب بخریم؟

برای این کار روش های بسیاری هست که ما به ذکر یک نمونه اکتفا می کنیم. در این روش شما یک شب برای همسر محترم در باب اهمیت کتاب در زندگی و نقش فرهنگ در استحکام مبانی خانواده داد سخن می دهید و بعد هم اظهار می داریدکه برای تامین هزینه کتاب ناچارید ازمخارج شام بیرون کم کنید. از آنجا که همه آدم ها از ناحیه شکم آسیب پذیر هستند، به هفته نکشیده خود خانم طوری ردیف های بودجه را جابه جا کرده اند که هم پول کتاب تویش باشد و هم شام رستوران.

شهرزاد قصه گو باشید ...

علاقه و رغبت به مطالعه، ریشه در دوران خردسالی و تلاش والدین برای ترغیب کودک به و قصه  و قصه خوانی برای کودک دارد. کودک خردسال از شنیدن زمزمه آهنگین مادر و قصه گویی او لذت فراوان می برد. پس از دو سالگی کودک علاقه فراوانی به تماشای کتابهای مصور از خود نشان می دهد. باید توجه داشت که در این دوره کتابهایی با تصاویر بزرگی از انسانها، جانوران و دیگر اشیای آشنا با رنگهای روشن در اختیار کودکان گذاشته شود. به هنگام تماشای این تصاویر کودک علاقه فراوانی به شنیدن داستانهایی کوتاه درباره آنها دارد؛ اگر چه ممکن است وی معنای بسیاری از واژه ها را نداند اما شنیدن صدای داستان گو و دیدن حرکات چهره وی برایش بسیار خوشایند است. در چنین موقعیتی چنانکه کودک در آغوش مادر باشد لذت دو چندان خواهد برد. مطالعات نشان داده که محیط خانه و قصه گویی توسط والدین تاثیرات بهتر و ماندگارتری داشته و اگر همراه با نوازش و تماس بدنی باشد ، کودک را به آرامش بیشتری سوق می دهد . در مجموع بر حضور قصه گو(یکی از والدین به خصوص مادر) در کنار کودک تاکید ویژه ای شده است و روش هایی مثل نوار قصه نمی تواند کارایی لازم را داشته باشد . حتی برنامه های  تلویزیونی و رادیویی قصه گویی را هم نمی توان معادل حضور ملموس قصه گو(یکی از والدین) قلمداد کرد .

تمامی این تجربیات در کودکی در ایجاد علاقه و رغبت به مطالعه در دوران بعدی تاثیر فراوان و بسزایی می بخشد. این تجربیات نه تنها در میزان مطالعه، بلکه در انتخاب موضوع برای مطالعه نیز تاثیر دارد.

محیط خانه و قصه گویی توسط والدین تاثیرات بهتر و ماندگارتری داشته و اگر همراه با نوازش و تماس بدنی باشد ، کودک را به آرامش بیشتری سوق می دهد .

ماستمالی کردن

عبارت مثلی بالا به عقیدۀ استاد محمد علی جمال زاده در کتاب فرهنگ لغات عامیانه یعنی: امری که ممکن است موجب مرافعه و نزاع شود لاپوشانی کردن و آنرا مورد توجیه و تأویل قرار دادن، رفع و رجوع کردن، سروته کاری را بهم آوردن و ظاهر قضای را به نحوی درست کردن است. به گفتۀ علامه دهخدا، از ماستمالی معانی و مفاهیم مداهنه و اغماض و بالاخره ندیده گرفتن مسائلی که موجب خشم یا اختلاف گردد نیز افاده می شود.

اینک شرح قضیه:

 قضیه ماستمالی کردن از حوادثی است که درعصر بنیانگذار سلسلۀ پهلوی اتفاق افتاد و شادروان محمد مسعود این حادثه را در یکی از شماره های روزنامۀ مرد امروز به این صورت نقل کرده است:"هنگام عروسی محمدرضا شاه پهلوی و فوزیه چون مقرر بود میهمانان مصری و همراهان عروس به وسیلۀ راه آهن جنوب تهران وارد شوند از طرف دربار و شهربانی دستور اکید صادر شده بود که دیوارهای تمام دهات طول راه و خانه های دهقانی مجاور خط آهن را سفید کنند. در یکی از دهات چون گچ در دسترس نبود بخشدار دستور می دهد که با کشک و ماست که در آن ده فراوان بود دیوارها را موقتاً سفید نمایند، و به این منظور متجاوز از یکهزار و دویست ریال از کدخدای ده گرفتند و با خرید مقدار زیادی ماست کلیۀ دیوارها را ماستمالی کردند."

 

به طوری که ملاحظه شد قدمت ریشۀ تاریخی این اصطلاح و مثل سائر از هفتاد سال نمی گذرد، زیرا عروسی مزبور در سال 1317 شمسی برگذار گردید و مدتها موضوع اصلی شوخیهای محافل و مجالس بود و در عصر حاضر نیز در موارد لازم و مقتضی بازار رایجی دارد.

ریاست محترمه اداره کتابخانه های عمومی خوی

اندوه ما در غم از دست دادن پدر بزگوارتان در واژه ها نمی گنجد..ضایعه در گذشت پدر گرامیتان راخدمت شما و خانواده محترم تسلیت عرض نموده برای آن عزیر سفر کرده علو درجات الهی و برای شما صبرجزیل  از خداوند متعال خواستاریم

 

از طرف کارکنان و اعضاء کتابخانه دیزج دیز